نقطه‌ی سربه‌سر به زبان ساده

نقطه‌ی سربه‌سر به زبان ساده

نویسنده: آرمیتا بنی‌هاشمی

وقتی یک نفر کسب و کاری را شروع می‌کند، اولین سوال او این خواهد بود که “من چه زمانی از این سرمایه‌گزاری سود خواهم داشت؟” یا فرض کنید اصلاً کسب و کاری ندارید. اما در یک شرکت مشغول به کار هستید. می‌توانید کار خود را مشابه یک کسب‌وکار در نظر بگیرید و این سوال را از خود بپرسید “چه زمانی می‌توانم سرمایه هایی که برای به دست آوردن این شغل خرج کرده‌ام را جبران کنم و بیشتر از آن نیز به دست بیاورم؟” شما جواب این سوال را با تحلیل نقطه سر به سر [Break Even Point] پیدا خواهید کرد. این تحلیل به شما نشان می‌دهد که از چه زمانی سرمایه‌ی شما سوددهی خواهد داشت.

یک واحد تجاری زمانی به نقطه‌ سر به سر می‌رسد که ارزش مالیِ فروش بالاتر از هزینه‌های متغیر برای هر واحد باشد. این بدین معنی است که قیمت فروش کالاها باید بالاتر از قیمت خریداری شده‌ی کالاها باشد تا بتواند هزینه‌های انجام شده را جبران کند. بعد از اینکه واحد تجاری از نقطه‌ سربه‌سر عبور کند، می‌تواند به سوددهی برسد.

 

(تعداد محصول تولید شده و فروخته شده x قیمت هر محصول)

 (هزینه های متغیر تولید  xتعداد محصول تولید شده)

هزینه های ثابت کلی =

 

به عنوان مثال، کسب‌وکاری که در حوزه فروش ساز فعالیت می‌کند، باید سالانه ۲۰۰ پیانو به فروش برساند تا بتواند به نقطه‌ سربه‌سر برسد. در حال حاضر، این شرکت کمتر از ۲۰۰ پیانو می‌فروشد و در نتیجه در حال زیان دیدن است. برای اینکه این شرکت بتواند هزینه‌های ثابت و متغیرش را جبران کند باید بیشتر از این مقدار در سال به فروش برساند.                                        .
حال ممکن است رقم حاصل از فروش ۲۰۰ پیانو با ۴۰۰ گیتار برابری کند. با شرایط کنونی بازار و رقبا نیز فروش گیتار به‌صرفه‌تر،سودده‌تر و آسان‌تر باشد. پس این کسب و کار می‌تواند استراتژی جدیدی را به کار گیرد و با فروش گیتار نه تنها از نقطه‌ی سر به سر عبور کند، بلکه به سود هم برسد.

این تحلیل براساس فرضیات بسیاری صورت می‌گیرد و شرکت‌ها عموماً به تنهایی بر این تحلیل تکیه نمی‌کنند. عوامل محدودکننده‌ای وجود دارند که باعث این امر می‌شود:

  • در هنگام محاسبه‌ی نقطه‌ی سربه‌سر، ما قیمت محصول را ثابت فرض می‌کنیم. اما این رقم با مقدار خروجی محصول از شرکت، تغییر می‌کند. ما همچنین فرض می‌کنیم هزینه‌های ثابت، همان مقدار خواهند ماند در حالی که آن‌ها نیز بعد از یک مقدار مشخص خروجی، تغییر می‌کنند.
  • یکی از فرضیات اصلی در این تحلیل، در نظر گرفتن مقدار فروش به عنوان خروجی است. درحالی که همه‌ی خروجی‌ها لزوماً برای فروش نیستند یا ممکن است تعدادی از خروجی‌ها به هر دلیلی غیر قابل فروش باشند.
  • بسیاری از کسب‌وکارها بیش از یک محصول تولید می‌کنند که این تحلیل را پیچیده‌تر می‌کند.

منبع: https://www.wallstreetmojo.com/break-even-point/